تبليغاتX
دانشجویان سوسیالیست پیام نور خوانسار

دانشجویان سوسیالیست پیام نور خوانسار

 

1 )

اتفاقات آذرماه سال گذشته و ضربه گسترده  نیروهای امنیتی  نتایج متناقضی را برای چپ دانشجویی به بار آورده است : از یکسو این ضربات به ضربه خوردن و عقب نشینی ملموس چپ ( به طور مشخص در تهران ( منجر شده است و از سویی دیگر با آشکار نمودن بخشی از پتانسیلهای گسترده اما نهفته چپ ( به ویژه در شهرستانها ) نشان داد که بستر و زمینه عینی برای تفکر و جنبش سوسیالیستی در ایران فراهم شده است که جلوه هایی  از آن را می توان در اعلام موجودیت محافل و کانونهای چپ در مراکز دانشجویی  و بین فعالین اجتماعی در شهرستانها مشاهده نمود . این نتیج متناقض به ایجاد نوعی ناموزونی ، پراکندگی و آشفتگی در کلیت حرکت نسل جدید چپ در ایران منجر شده است . دستاوردهای دموکراتیکی که چپ ظرف مدت نسبتا کوتاهی به حکومت تحمیل نموده بود از دست رفته است و این مهمترین بعد عقب نشینی ناشی از ضربه آذر ماه سال گذشته و محتوای اصلی آن است . گیجی و سر در گمی موجود بین فعالین چپ در تهران ( که خواه ناخواه بمثابه راس و سر هر جریانی شناخته می شوند و سابقه بیشتری دارند )  و پرانرژی ولی نوپا بودن چپ در شهرستانها ( به همراه کم تجربگی ای که همزاد هر حرکت نوپایی است ) و فقدان مکانیزم جاافتاده و شناخته شده ای برای تاثیر گذاری این دو  بخش بر هم از بروزات چنین ناموزونی است . به هر حال دستیابی به تحلیل جامع ، منسجم و روشنی ازکارنامه و تجربه چند سال گذشته چپ ( به طور مشخص در تهران ) و علل عقب نشینی تحمیل شده که خطوط اصلی چشم انداز استراتژیک آینده را نیز روشن خواهد ساخت  از ملزومات آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ ، کسب اعتماد توده دانشجو و به دست آوردن مجدد درجه ای از آزادیهای دموکراتیک است . در یک ماه اخیر بحثهای مفید و مثبتی در این زمینه آغاز شد که با ایجاد جنجالهای کاذب از سوی جمعی از هوچی گران سکتاریست مواجه شد . جماعتی که نفع خود و فرقه متبوعه خویش را در شفاف نشدن جریانات و مباحثات می دانند و بعضا با اعمال سکتاریستی خود از زمینه سازان وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند آگاهانه از پیشبرد چنین بحثهایی در یک فضای سالم و مثبت جلوگیری می کنند . چپ دانشجویی ( از گرایشهای گوناگون ) باید اهمیت و ضرورت این مساله را بپذیرد که گذار از این مرحله و برداشتن گامهای بعدی جز با تحلیل شفاف و بی تخفیف کارنامه گذشته چپ ممکن نیست . آنهایی که طرح هر انتقادی به یک گرایش خاص در چپ دانشجویی و عملکرد آن در سالهای گذشته را به " در خط وزارت اطلاعات " بودن تعبیر می کنند ، آنهایی که در دوره گذشته به فعالیتهای ضد جنبشی به نفع یک فرقه سیاسی خاص اشتغال داشته اند و از زمینه سازان اصلی وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند نفع شخصی و فرقه ای خویش را در درجا زدن چپ در یک نقطه می بینند . این افراد و گرایشها بنا بر مصالح سیاسی نسل جدید چپ  می بایست افشا و منزوی گردند .  

2 )

جنبش دانشجویی در سال جدید شاهد وقوع یک سلسله تحرکات اعتراضی و توده ای موفق بود که نقاط اوج آن با اعتراضات دانشگاههای شیراز ، سهند تبریز ، تربیت معلم تهران و مورد اخیر در دانشگاه زنجان مشخص می شود . به نظر می رسد که با وقوع این اعتراضات فراگیر جنبش دانشجویی در حال از سر گذراندن تجارب پرارزشی است که نتیجه آن دستیابی به الگوی جدیدی برای فعالیت ، اعتراض و مبارزه است که سیکل بسته الگوهای ناموفق و ناکام گذشته را می شکند و شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی جنبش دانشجویی می گشاید که بر درکی واقع بینانه از خصایل ، تواناییها و جایگاه جنبش دانشجویی و اوضاع جامعه متکی است و به همین خاطر پیروزی و موفقیت را به نسبت الگوهای قبلی به درجات زیادتری قابل حصول و در دسترس می سازد : اعتصاب توده ای در مجتمعهای دانشگاهی .

در یک سوی سیکل بسته فوق الذکر نوعی آکسیونیسم ( تبدیل برگزاری تجمع به مناسبتهای مختلف بمثابه هدف اصلی فعالیت ) قرار دارد که در جهت رادیکالیزه نمودن تجمع در محل و کشاندن آن به بیرون از دانشگاه یا خوابگاه تلاش می نماید که در عمل حرکت را در ریلی از اعتراضات بی هدف )و یا با اهداف عملا غیر قابل تحقق ) قرار می دهد و با ناکام ماندن و سرکوب توسط دستگاههای سرکوبگر در غالب موارد ( که معمولا با موج گسترده ای از بازداشت و احضار فعالین به نهادهای انضباطی ، امنیتی و قضایی همراه است ) به ایجاد جو یاس و دلزدگی در بدنه دانشجو و بخش وسیعی از فعالین سیاسی منجر می گردد . در سمت دیگراین سیکل ، سیاست داخل شدن و ورود به نهادهای زرد و وابسته به حاکمیت ( که در سنت چپ به این سیاست ، انتریسم اطلاق می شود ) نظیر انجمنهای اسلامی در جهت تسهیل تماس با بدنه دانشجو و استفاده از ابزار و امکانات این نهادها قرار دارد که علاوه بر اینکه فعال سیاسی  مستقل و غیرحکومتی را ( به ویژه فعالی که خود را چپ و انقلابی می داند ) در معرض تناقضات هویتی و سیاسی و ایدئولوژیک قرار می دهد ، با توجه به تضعیف شدید و از موضوعیت خارج شدن انجمنها ی اسلامی ، در شرایط کنونی اساسا توجیهی ندارد . .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 14  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

صبح روزسه شنبه  21 خرداد ماه، بیش از صد نفر از كارگران نیشكر هفت تپه در حالی که پلاکارد هایی با مضمون دفاع از حقوق و مطالبات کارگری خویش در دست داشتند اقدام به راهپیمایی  از بازار شوش به سمت فرمانداری این شهر نمودند. كارگران كه بیش از 4 ماه است دستمزد دریافت ننموده اند و شدیدا تحت فشار اقتصادی قرار دارند با شعار " كارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه ایم"، دردشان را فریاد زدند. كارگران هفت تپه در شهر كوچك شوش امكان دیگری برای امرار معاش ندارند و براستی شعاری كه  می دهند بیان وضعیت وخیم و گرسنگی به معنای واقعی كلمه است.در طول یك ماه گذشته كه آنها به روشهای مختلف صدای اعتراضشان را بلند نموده اند، از سوی مسولین گوش شنوایی نیافتند. چرا که  سیاست كلی دولت مبنی بر نادیده گرفتن حقوق و مطالبات آنها بود. اما به مرور كه صدای كارگران گرسنه هفت تپه بگوش دیگران رسیده است، دولتمردان گرسنگی را جرم تشخیص دادند و به آنها حمله نمودند. نیروهای ضد شورش رژیم بر سر كارگران ریختند و با با طوم آنها را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند. ظاهرا در دنیای امروز لازم نیست گرسنگان صورتشان را با سیلی سرخ كنند، صورت و بدنها را ماموران با باطوم سرخ می كنند 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

پس از  یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.

برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره  مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

حمایت و اعلام همبستگی دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران با کارگران نیشکرهفت تپه

در آستانه روز هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه قرار داریم که مبارزات آنها ، در بین مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا کنون از سوی کارگران و زحمتکشان با حکومت اسلامی سرمایه صورت گرفته است، یکی از کم نظیر ترین و برجسته ترین آنها بوده است و تجربه ای گرانبها برای جنبش طبقه کارگر محسوب می شود.

چراکه علاوه بر پیگیری مبارزات خود بر سرپرداخت دستمزد های معوّق و رسمی نمودن کارگران قراردادی و پیمانی که مستقیماً با اقتصاد و معیشت آنها و خانواده هایشان مرتبط است، هم زمان خواستار لغو پرونده سازی علیه فعّالین و رهبران كارگری و تحت پیگرد قرار دادن آنان هستند ، و از آن مهم تر به طور جدی و پیگیر ، بر خواست استراتژیک تشکل مستقل توده ای_طبقاتی خود پای می فشارند، که اگرچه بی واسطه به بهبود وضعیت معیشتی کارگران نمی انجامد، اما در شرایطی که سرمایه به سرکوبگرانه ترین شکل خود بر کارمزدی حاکمیت دارد، تورّم و گرانی به طرزی وحشیانه اقشار زحمتکش و تحت ستم را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار داده ، و اکنون با روند خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، بی حقوقی و نا امنی معیشتی کارگران عمیقا تشدید شده و خواهد شد، تشکّل های مستقل کارگری، ابزاریست در دست کارگران، تا با کمک آن، مبارزات اقتصادی هر روزه خود را بی وقفه پی بگیرند، و بتوانند با بهره گیری از آن، رسالت تاریخی خود را در روند مبارزات طبقاتی جاری، به انجام رسانند.

کارگران ، پیشرو تحرّکات و مبارزات عمیقی هستند که در بطن جامعه جاریست و با جدّیت و اراده خود ، در پیشبرد اعتراضات اجتماعی، این امید را در دل تمام نیروهای معترض و مبارز اجتماعی می پرورانند ، که سرانجام مبارزه متّحدانه و متشکّل کارگران و همه جنبش های اجتماعی، نظیر دانشجویان ، زنان، معلّمان و...که بر محوریت مبارزات طبقه کارگر باوردارند، پیروزی است.

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر کشور نیز، ضمن اعلام هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه، و حمایت بی قید و شرط از تمامی خواست های آنان، بار دیگر بر ضرورت اتّحاد استراتژیک جنبش دانشجویی با جنبش کارگری تاکید می کنیم و همگان را به هر گونه حمایت از مبارزه این کارگران و تمامی مبارزات کارگری موجود و زین پس، فرا می خوانیم. 

زنده باد هم بستگی طبقاتی کارگران!

زنده باد سوسیالیسم!

23خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجان غربی به دانش آموزان سوسیالیست تبریز

 

 

متنی که از نظرتان خواهد گذشت نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجانی غربی است که به دانش آموزان سوسیالیست تبریز فرستاده شده است.این دبیر و رفیق نا آشنا در این نامه که به ایمیل وبلاگ ما فرستاده شده  در کاری بسیار مفید وستودنی سعی کرده مارکسیسم  و بینش مارکسیستی را به زبان ساده شرح دهد تا از این طریق نوجوانان و بالاخص دانش آموزان مشتاق را با مفاهیم اساسی آشنا کند.ایشان در نامه  خود به ما این نکته را هم گفته که تصمیم دارد این مباحث را به صورت ادامه دار در اختیار وبلاگ ما قرار دهد.ما ابتدا خواستیم تا از این مطالب در نشریه دانش آموزی که قصد داریم به زودی در اینترنت راه اندازی کنیم استفاده شود ولی از آنجا که کارهای آن نشریه چندان آماده و مدون نیست و زمان  انتشار آن فعلا معلوم نیست تصمیم گرفتیم مطلب را روی وبلاگ قرار دهیم.نوشته ایشان برای ما بسیار مفید و قابل استفاده بود و امیدواریم برای دیگر دوستان همسن و سالمان هم آموزنده باشد.نامه این دبیر ما را بسیار خوشحال و امیدوار کرد از این رفیق گرانقدر بی نهایت متشکریم و در انتظار دیگر نوشته های ایشان هستیم.

               ***************************************************

دوستان عزیز
من دبیر یکی از دبیرستانهای آذربایجان غربی هستم.اجازه بدهید به خاطر دلایلی که خود شما در سالهای بعد و پس از وارد شدن به صحنه ی ِ مبارزات عملی در دانشگاهها بیشتر با آن آشنا خواهید شد فعلا" از معرفی خود صرفنظر کنم و بپردازم به اصل مسئله:
آشنایی من با این وبلاگ توسط یکی از شاگردانم(البته از به کار بردن این کلمه معذرت می خواهم چون من و دوستانی که در کلاس من هستند از همدیگر می آموزیم و راستش را بخواهید من از آنها بیشتر می آموزم تا آنها از من ) آشنا شدم و بنا به پیشنهاد وی تصمیم گرفتم آموخته هایم را به دیگر دوستان انتقال دهم و منتظر نقد و نظرات آنها باشم. می دانیم که انسانها در هر مرحله تاریخی بدنبال ساختن تصویری کلی از جهان و مشخص کردن موقعیت خود در آن تصویر بوده اند . امری که در حال حاضر هم جریان دارد ، به قول شاعر شهیدمان خسرو گلسرخی انسانها می خواستند ببینند در کجای جهان ایستاده اند و باصطلاح زیر پایشان تا چه اندازه سفت است. به همین دلیل هر کدام به اندازه ی ِ توان عقلی و رشد ذهنی خود به فلسفه ی ِ خاصی روی آوردند . آنها قطعات این پازل را از طبیعت گرفتند و با تجربه های عملی روزانه خود شکل دادند و در کنار هم چیدند تا به آن تصویر کلی مورد نظر خود برسند.
خب البته عده ای فکرمی کردند و هنوز هم گمان می برند نیازی به فلسفه و چنین تصویری ندارند اما در عمل مجبورند از فلسفه ی ِ خاصی پیروی کنند حتا اگر نسبت به آن آگاهی نداشته باشند. افرادی که باصطلاح با چشمان بسته و به اقتضای عقل سلیم خود بدون آگاهی از تئوری مشخصی تصمیم می گیرند در حقیقت به شیوه ی ِ سنتی می اندیشند و عمل می کنند. پس سنت در حقیقت مجموعه ای از باورها و اعتقادات است که مبنای نظری آنها بر فلسفه ی ِ مدرن استوار نیست. اگر اشتباه نکنم مارکس زمانی گفته بود که ایده های حاکم بر جامعه از آن ِ طبقه ی ِ حاکم است.مثلا" در حال حاضر سرمایه داران از هر وسیله ای استفاده می کنند تا کارگران و سایر زحمتکشان را از رسیدن به آگاهی و شناختن واقعیت های اجتماعی بازدارند و آنها را همچنان در قید و بند اندیشه های سنتی نگاه دارند تا بهتر بتوانند به اهداف غارتگرانه خود برسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

 

 

در جریان مراسم اعتراضی 13 آذر سال گذشته که با شرکت دانشجویان از نقاط مختلف ایران برگزار شد جمعی از این دانشجویان با سو استفاده از این مراسم که از پیش تر برنامه ریزی شده بود توانستند خود را با عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مطرح کنند و به افکار عمومی طوری وانمود کردند که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب این مراسم را سازماندهی کرده در حالی که بعد از 13 آذر شاهد اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست بودیم و برای همگان روشن شد که دانشجویان سوسیالیست نیز در این مراسم نقش داشتند.

با اوج گرفتن موج اعتراضات دانشجویی و در نظر گرفتن فضای اعتراضی دانشگاهها ما نیز جمعی از فعالین چپ کامیاران به صف دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیوستیم اما دیری نپایید که ماهیت غیر سوسیالیستی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای جنبش چپ و سوسیالیستی  مشخص شد,چهره واقعی خود را که در پشت نقاب چپ پنهان کرده بودند نمایان کردند.

سیاستهاو تاکتیک دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب همانا سیاست چپهای انحرافی بوده و هست که تنها به جنبش چپ دانشجویی و کارگری ضربه میزند و تلاش میکنند طبقه کارگر را همانند ابزاری در دست حزب مشخصی قرار دهند.

پیامد و اثرات ضربه اخیری که در 13 آذر به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب وارد شد عقب نشینی در این جنبش بود و آنچه منشا این معضل بود اعترافات هسته دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و فاش شدن فعالیت های آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی  آنان بود که با اهداف و آرمانهای چپ دانشجویی کاملا فاصله داشت و سکتاریسم عمل کردند و این همان به پیش گرفتن مشئ "حزب و قدرت سیاسیست".

صادق نبودن با توده,جدا دانستن خود از طبقه کارگر و در پیش گرفتن گرایشات غلط باعث متوقف شدن آلترناتیو  آنان شد  نمونه آن را همانگونه که مشاهده کردید در خبری که از سایت آزادی و برابری منعکس شد در رابطه با مراسم اول مه کامیاران بود و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب خود را برگزار کننده مراسم اعلام کردند این در حالیست که یک نفر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تنها به عنوان مهمان شرکت داشتند.

چپ در جنبش دانشجویی باید یک جنبش توده ای برای مطالبات وسیع دانشجوبان باشد,خود را از طبقه کارگر بداند و برای تحقق آرمانهای سوسیالیستی گام بر دارد.

بدینوسیله ما جمعی از فعالین چپ کامیاران و رفقای  کمیته اعتصاب اعلام میکنیم از این پس با عنوان آزادی خواهان و برابری طلبان کامیاران فعالیت نکرده و فعالیت ها و مبارزات سوسیالیستی خود را با  دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب جدا کرده ایم .

ما همراه با دانشجویان سوسیالیست سراسر کشور برای گام برداشتن به سوی  سوسیالیزم تلاش و مبارزه  کرده و از این به بعد با عنوان جمعی از سوسیالیست های کامیاران فعالیت میکنیم.

زنده باد سوسیالیسم

جمعی از سوسیالیست ها ی کامیاران

http://socialist-k.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

ما جمعی از دانشجویان سوسیالیست تبریز با دانشجویان ستاره‌دار اعلام همبستگی می‌کنیم و از تمام دانشجویان بالاخص دانشجویان کرد می‌خواهیم با حمایت خود حراست دانشگاه را گامی به عقب بنشانند. هم‌چنین معتقدیم در چنین شرایطی مطرح و برجسته کردن خواسته‌های ناسیونالیستی فقط باعث ایجاد تفرقه بین دانشجویان شده و در جهت منافع حاکمیت و نماینده ی آن در دانشگاه، یعنی حراست است. تجربه ی دانشگاه سهند نشان داد تنها همبستگی تمامی دانشجویان با تمام تعلقات فکری (سوسیالیست، لیبرال، مذهبی و ...) و تمامی قومیت‌ها و خلق‌ها (ترک، فارس، کرد و ...) از تمامی دانشگاه‌ها می‌تواند باعث پیروزی دانشجویان گردد.
ستاره‌دار کردن دانشجویان در راستای فشار بر فعالین سیاسی است که از سوی دولت اقتدارگرا در حال اجرا است که در ۱۳ آذر ۱۳۸۶ با بازداشت چند ماهه ی ده‌ها دانشجوی سوسیالیست در شهرهای مختلف ایران خود را به طور بارز نشان داد.
همبسته باد دانشجویان دانشگاه تبریز!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

 

" دانشجویان سوسیالیست " پرچم مقابله با ضربه 13 آذر سال گذشته و بازسازی چپ در جنبش دانشجویی بر مبانی صحیح و حول یک استراتژی سوسیالیستی می باشد . راهبردی که با هدف ارتقاء دادن جنبشهای دموکراتیکی نظیر جنبش دانشجویی به جنبشهای ضد سرمایه داری و تبدیل آنها به متحد استراتژیک طبقه کارگر طرح و تبلیغ می گردد . مراکز ثقل اصلی چنین تحرکی اکنون به مراکز و محافل دانشجویی در شهرستانها منتقل شده اند که زمانی نقش چندانی در فعالیتهای جنبش دانشجویی نداشته اند اما امروزه با سردر گمی و ضعفی که فعالین چپ جنبش دانشجویی در تهران به آن دچار شده اند ، پرچم بازسازی چپ را برافراشته اند . بی تردید در پیش گرفتن این مسیر جز با نقد بی تخفیف و همه جانبه خطوط  و سبک کار ماجراجویانه و آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی ای که بر بخش عمده ای از چپ دانشجویی تهران ( " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " تهران ) حاکم بود میسر نمی باشد . اگر ما از منظر سوسیالیستی به نقد همه جانبه این خطوط دست نزنیم ، آنگاه این اشتباهات می تواند به مستمسکی در دست جریانات دست راستی برای  وارد کردن ضربه ای دیگر بر کل موجودیت و اعتبار چپ در جنبش دانشجویی بدل شود . این امر واکنش فرقه های فرصت طلبی که تا کنون با سرمایه و اعتبار چپ دانشجویی به قماری ابلهانه مشغول بوده اند را به دنبال داشته و خواهد داشت اما این های و هوی و برچسب زنیها ، خللی در عزم ما، مبنی بر نقد و افشای بدون تخفیف این جریانات ایجاد نخواهد کرد چرا که تثبیت راهبرد سوسیالیستی در جنبش دانشجویی جز از این مسیر میسر نخواهد بود.

بدین وسیله ما " دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس " ( شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود درسایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوفمان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس

 

شنبه 4 خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

وضعیت فعلی و گام های ضروری (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ(

    منبع: تریبون مارکسیــــــــــــــم

مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .

هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود.

1 ) ویژگی وضعیت فعلی جنبش دانشجویی:

قاعدتا این نکته مورد توافق عمومی است که مشخصۀ وضعیت فعلی جنبش دانشجویی این است که در پی اتفاقات آذرماه گذشته جنبش دانشجویی ضربه خورده و عقب نشینی کرده است. برای تعیین گام های ضروری ای که پیشروی دوبارۀ جنبش دانشجویی را ممکن کند شناخت ماهیت این " عقب نشینی ) "یا هر اسم دیگری که رویش بگذاریم) حیاتی است. موضوع اصلی این یادداشت هم تحلیلی از علل و ماهیت این عقب نشینی است، اما برای سهولت سنجش صحت و سقم مفروضات و تحلیل های این یادداشت، شاید بهتر است بطور سیستماتیکی اینجا نخست بحث را با بررسی آمپریک عرصه های عقب نشینی ادامه دهیم و در بندهای بعدی به علل تحلیلی وضعیت بپردازیم. می توان عرصه های این عقب نشینی را در دو سطح عمومی عوامل ذهنی و عینی بررسی کرد:

1.1 ) عامل ذهنی :

هر عقب نشینی طبعا با تخریب روحیه همراه است، اما برای مقابله لازم است تا در هر مورد شکل خاص این تخریب روحیه را شناخت. اکنون بعد از گذشت چند ماه (به نظر نگارنده) می توان دید که این تخریب روحیه شکل مرعوب شدن ندارد، بلکه بیشتر از جنس گیجی یا، شاید به بیان دقیق تر، حیرت است. و بلافاصله باید اضافه کرد که (چنانچه تحرک تودۀ دانشجویان در شیراز و تبریز در چند ماه اخیر شاخص روحیۀ عمومی تودۀ دانشجویان باشد): اولا این گیجی و حیرت از لحاظ جغرافیایی در تهران غالب تر است تا شهرستانها؛ ثانیا، و مهم تر، حتی می توان گفت که این گیجی و حیرت وجه مشخصۀ تودۀ دانشجویان در حال حاضر نیست (شاید از جمله به این دلیل ساده که تودۀ دانشجویان در میدان نبودند و جنبش دانشجویی عمدتا به نیروی مستقیم فعالان چپ پیش می رفت)، بلکه بیشتر ویژۀ دانشجویان چپ و فعالان چپ دانشجویی است. (با اینهمه، به دلایلی که اینجا لزومی به تکرارش نیست، وضعیت چپ دانشجویی برای سرنوشت آتی کل جنبش دانشجویی به تمام معنا تعیین کننده است، و به همین دلیل، حتی از زاویۀ منفعت عمومی جنبش دانشجویی نیز، وضعیت ذهنی چپ دانشجویی باید محور بررسی باشد.) همراه با این گیجی و حیرت، بی اعتمادی نیز بعنوان یکی از عوامل ذهنی قطعا رشد کرده است، اما به نظر می رسد بیش از آنکه تودۀ دانشجویان به فعالان چپ جنبش دانشجویی بی اعتمادی نشان دهند (شاید چون "تودۀ" دانشجو از ماوقع زندان بی خبر است)، اعتماد متقابل در مناسبات بین فعالان و رهبران عملی در چپ دانشجویی کاهش یافته است. یک نتیجۀ این بی اعتمادی البته بی میلی به ارتباط جمعی و اکراه از کار متشکل است (که بلافاصله به معنای تضعیف کلیت جنبش دانشجویی هم می شود(. بررسی فاکتورهای ذهنی را می توان چنین جمعبندی کرد: ضربه اخیر در سطح عوامل ذهنی به تضعیف چپ در جنبش دانشجویی منجر شده است. (که با توجه به دینامیسم پایه ای مبارزه برای دموکراسی در این دوران تاریخی و در کشوری مثل ایران، بلافاصله به معنای تضعیف عوامل ذهنی کلیت جنبش دانشجویی است(

2.1 ) عوامل عینی :.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

 

 

در جریان مراسم اعتراضی 13 آذر سال گذشته که با شرکت دانشجویان از نقاط مختلف ایران برگزار شد جمعی از این دانشجویان با سو استفاده از این مراسم که از پیش تر برنامه ریزی شده بود توانستند خود را با عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مطرح کنند و به افکار عمومی طوری وانمود کردند که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب این مراسم را سازماندهی کرده در حالی که بعد از 13 آذر شاهد اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست بودیم و برای همگان روشن شد که دانشجویان سوسیالیست نیز در این مراسم نقش داشتند.

با اوج گرفتن موج اعتراضات دانشجویی و در نظر گرفتن فضای اعتراضی دانشگاهها ما نیز جمعی از فعالین چپ کامیاران به صف دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیوستیم اما دیری نپایید که ماهیت غیر سوسیالیستی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای جنبش چپ و سوسیالیستی  مشخص شد,چهره واقعی خود را که در پشت نقاب چپ پنهان کرده بودند نمایان کردند.

سیاستهاو تاکتیک دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب همانا سیاست چپهای انحرافی بوده و هست که تنها به جنبش چپ دانشجویی و کارگری ضربه میزند و تلاش میکنند طبقه کارگر را همانند ابزاری در دست حزب مشخصی قرار دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست  |